استاندارد سازی  - مقالات - پروژه های دانشجویی - مدیریت - مدیریت عملکرد
سرگذشت ايزو ISO

همه چيز به درستي در حال انجام است!


مقدمه

كنفرانس سازمانهاي ملي استانداردكننده كه منجر به تاسيس سازمان بين المللي استاندارد (ايزو) گرديد در تاريخ 14 الي 26 اكتبر 1946 در شهر لندن برگزار شد. مصاحبه نخست اين گزارش به تنها بازمانده آن اجلاسيه، آقاي Willy Kuert، نماينده كشور سوئيس در اجلاس لندن اختصاص دارد. سازمان ايزو با ادغام دو سازمان بوجود آمد كه عبارتند بودند از: (1) اتحاديه بين­المللي انجمنهاي ملي استانداردكننده (ISA) كه در سال 1926 در شهر نيويورك تاسيس و امور اجرايي آن در كشور سوئيس انجام مي­شد و (2) كميته هماهنگ كننده استانداردهاي سازمان ملل (UNSCC) كه درسال 1944 تاسيس و در لندن اداره مي­شد. با وجود آنكه ISA در آن سوي آبهاي اقيانوس اطلس تاسيس شده بود، اما فعاليتهاي آن عمدتاً محدود به قاره اروپا بود. از اين رو عمدتاً يك سازمان سنجشي بر مبناي مقياس "متر" به شمار مي­آمد. اگرچه بريتانيا اندكي پيش از شروع جنگ جهاني دوم به اين اتحاديه پيوست ليكن نهادهاي استانداردكننده كشورهاي مطرح همچون بريتانيا و ايالات متحده آمريكا كه مقياس اينچ در آنها كاربرد داشته هيچگاه در فعاليتهاي ISA شركت نكردند. عملكرد ISA در سخنراني آقاي Heiberg از كشور نروژ و يكي از بنيان­گزاران اين اتحاديه در مجمع عمومي ايزو در سال 1976 مورد ارزيابي قرار گرفت. از نكات منفي كه وي اذعان داشت مي­توان گفت ISA "هيچگاه انتظارات ما را برآورده ننمود و صرفاً به انتشار بولتن­هايي پرداخت كه در حد چند برگ كاغذ باقي ماندند". از سويي ديگر به اين نكته اشاره كرد كه ISA به عنوان يك الگوي اوليه براي تهيه اساسنامه ايزو، آيين نامه­هاي اجرايي و تشكيل 67 كميته فني ايزو در سال 1947 كه بيشتر آنها در گذشته از كميته­هاي فني ISA بودند مورد استفاده قرار گرفت. آقاي Huber-Ruf كه يك مهندس سوئيسي بود رياست ISA را برعهده داشت. وي اداره اين تشكيلات، تهيه پيش­نويسها، ترجمه و تهيه اسناد را تقريباً به تنهايي و با كمك اعضاي خانواده در منزلش در شهر باسل انجام مي­داد. فعاليتهاي ISA تا شروع جنگ جهاني دوم در سال 1939 ادامه داشت، با شروع درگيريها و قطع خطوط ارتباطات بين­المللي، ايشان فعاليتهاي اين اتحاديه را به حالت تعليق درآورد. با بسته شدن دبيرخانه، نظارت بر ISA به كشور سوئيس سپرده شد. اگر چه وقوع جنگ سبب پايان يافتن فعاليتهاي يك سازمان بين­المللي استاندارد شد، ليكن سازماني ديگر پا به عرصه وجود گذاشت. كميته هماهنگ­كننده استانداردهاي سازمان ملل (UNSCC) توسط ايالات متحده، بريتانيا و كانادا در سال 1944 با هدف ارايه منافع استانداردسازي در امور مربوط به جنگ و بازسازي تاسيس شد. مستعمرات سابق بريتانيا هريك به طور جداگانه عضو اين تشكيلات بودند، برخي از كشورهاي آزاد شده متفقين همچون فرانسه و بلژيك به اين سازمان پيوستند اما عضويت كشورهاي متحدين و بي­طرف ممنوع بود. امور اجرايي UNSCC از دفاتر نهاد معتبر كميسيون بين المللي برق و الكترونيك (IEC) در لندن انجام مي­شد. IEC در سال 1906 تاسيس شده بود. دبير اين كميسيون در زمان جنگ جهاني دوم يك مهندس بريتانيايي به نامCharles Le Maistre بود. آقاي Le Maistre را مي­توان پدر استانداردسازي بين­المللي ناميد، وي در سير تاريخي سازمانهاي مختلف نقش مهمي را بر عهده داشته است. علاوه بر حضور در IEC از سال 1906، به سبب تلاشهاي ايشان در برگزاري جلسات متعدد، در سال 1926 و در جريان كنفرانس نيويورك، انجمنهاي ملي استانداردكننده (ISA) تاسيس شد. وي پيش از دهه هفتم عمرش، مسئوليت دبير كلي كميته هماهنگ كننده استانداردهاي سازمان ملل (UNSCC) را در كنار مسئوليتهايش در IEC عهده­دار بود. خانم Jean Marshall يكي از دبيران IEC در پايان جنگ بود. وي درباره Le Maistre چنين مي­گويد: "... يك مرد خارق العاده. وي با شخصيت­ترين فرد در دوران تحصيل بود. يك سياستمدار. همه را به خوبي مي­شناخت. اما اغلب ايشان را خسته و بسيار نگران مي­ديديم. به دنبال راهي براي حل مسئله­اي مي­گشت. مي­توان گفت او با استانداردسازي ازدواج كرده است".مسئله­اي كه Le Maistre در سالهاي پاياني جنگ براي يافتن راه­حلي با آن دست و پنجه نرم مي­كرد، چگونگي ايجاد يك ساختار بين­المللي استانداردسازي جديد بود. در اكتبر 1945 نمايندگان UNSCC در شهر نيويورك به گرد هم آمدند تا درباره آينده استانداردسازي بين­المللي به بحث و تبادل نظر بپردازند. نمايندگان توافق نمودند تا رويكرد UNSCC در قبال ISA بايد حركت به سوي تاسيس سازماني با عنوان موقت "انجمن هماهنگ­كننده استانداردهاي بين­المللي" باشد (همان پيشنهادي كه در مصاحبه با Willy Kuert براي گنجاندن واژه هماهنگ­كننده در عنوان سازمان ISO به آن اشاره شد). با نزديك شدن به روزهاي پاياني جنگ، Le Maistre خبر شكل گيري UNSCC را به اطلاع گردانندگان سوئيسي ISA رساند و نظر آنان را براي حضور و مشاركت در ساختار جديد سازمان استانداردسازي پس از جنگ جويا شد.پاسخ به اين سئوال سخت بود. با توجه به اساسنامه ISA؛ اين سازمان مدتها قبل از هم پاشيده بود. تشكيل مجمع عمومي صرفاً با فراخوان رييس ISA و يا حداقل دو نفر از اعضاي شوراي ISA ميسر بود كه مدت مسئوليت اين افراد نيز مدتها پيش پايان يافته بود. مكاتبات فراواني ميان اعضاي ISA صورت پذيرفت و نتيجه آن شد تا اعضاي شوراي ISA در سال 1939 همچنان قدرت اجرايي داشته باشند. جلسه شورا در جولاي 1946 در پاريس تشكيل گرديد و Le Maistre در اقدامي فرصت طلبانه جلسه UNSCC را جداگانه در همان تاريخ در پاريس برگزار نمود. با اتمام گفتگوها در روز نخست اجلاس، شوراي ISA به ضرورت پيوستن به اين جريان تاكيد نمود و در روز دوم به ديدار كميته اجرايي UNSCC رفتند و مقرر شد سه ماه بعد در اكتبر 1946 كنفرانسي با حضور كليه كشورهاي عضو UNSCC و ISA در لندن برگزار گردد. در 14 اكتبر 1946، Charles Le Maistre در موسسه مهندسان عمران در لندن خواستار نظام يافتن كنفرانس شد. 65 نماينده از 25 كشور حضور يافتند. آقاي Willy Kuert نيز به عنوان دبير انجمن استانداردهاي سوئيس (SNV) حضور يافت. در اولين روزهاي برگزاري كنفرانس اساسنامه ISA تغيير يافت. آقاي Huber-Ruf دبيركل قبلي ISA مايل به تداوم رياست خود در ISA بود. وي يك ماه پيش از برگزاري كنفرانس ديداري با Charles Le Maistre داشت و خواستار فرصتي براي ايراد سخنراني در كنفرانس شد. وي در مقامي كه در ISA بر عهده داشت مرتكب قانون گريزي­هاي متعددي شده بود. هنگاميكه Le Maistre گزارش اين ديدار را به اطلاع اعضاي ISA در كنفرانس رساند، عكس العمل آنان انحلال فوري ISA بود. در نتيجه شركت­كنندگان در صبح روز نخست برگزاري كنفرانس ميان UNSCC و ISA جلسه را ترك كردند اما دقايقي بعد با عنوان كنفرانس UNSCC و ديگر انجمنهاي استانداردهاي ملي به كار خود بدون مواجهه با هيچ مانعي ادامه داد. آقاي Willy Kuert در اين مصاحبه به چگونگي ايجاد كميته­هاي فرعي براي فائق آمدن بر حوزه­هاي پيچيده همچون تدوين نظام­نامه نهايي و موافقت­نامه تعيين فرمول محاسبه حق عضويت اعضا پرداخت. در ادامه وي چگونگي حل و فصل برخي موضوعات عملي همچون: تعيين نام سازمان، محل دبيرخانه مركزي، تصويب زبان رسمي را تشريح نمود. برگزاري موفقيت­آميز كنفرانس سبب شد تا سازمانهاي UNSCC و ISA با برگزاري جلسات جداگانه در طول كنفرانس به فعاليتهاي خود خاتمه دهند. كميته هماهنگ كننده استانداردهاي سازمان ملل (UNSCC) موافقت نمود با شروع فعاليتهاي سازمان ايزو به فعاليتهاي خود خاتمه دهد. اين در حالي است كه ISA خاتمه فعاليتهاي خود را سال 1942 اعلام داشت. با اتمام كنفرانس در تاريخ 26 اكتبر اجلاس مجمع عمومي موقت ايزو و شوراي موقت ايزو برگزار شد. آقاي Willy Kuert در سال 1975 از سمت خود به عنوان مدير انجمن استانداردهاي سوئيس (SNV) بازنشسته شد. وي در تمامي جلسات شوراي ايزو در طول 5 دوره سه ساله كه سوئيس در آن عضويت داشت حضور داشت.

"همه چيز به درستي در حال انجام است!"

ما سوئيسي­ها به لندن رفتيم، با اين اميد كه سازمان جديدي تشكيل دهيم كه بتواند كارهاي استانداردسازي را به شيوه دموكراتيك با صرف هزينه اندك انجام دهد. در پايان كنفرانس لندن، اين احساس را داشتيم كه اساسنامه­ها و قوانين جديد به ما فرصت انجام اين كارها را خواهند داد. يك كار موثر و واقعي، اين احساس را داشتيم كه "همه چيز به درستي در حال انجام است!".يك سال از پايان جنگ گذشته بود و لندن هنوز نيمه ويرانه بود و خاطره آن هنوز در ذهن من باقي مانده است. همه هتلها وضعيت خوبي داشتند هر چند امكانات اندك بود. تامين غذاي كافي مشكل بود، اشتهاي افراد بايد محدود مي­شد. طبيعتاً ميزباني از مهمانان خارجي براي اين كشور مشكل بود، ليكن آنان به خوبي از عهده اين كار برآمدند. فضاي حاكم تا حدودي نامطمئن بود! يكديگر را برانداز مي­كرديم. از آن ترس داشتيم كه UNSCC خواهان سازماني شبيه به ISA نباشد و سازماني تحت سلطه كشورهاي پيروز در جنگ شكل بگيرد. ما مي­خواستيم سازماني تاسيس شود كه درهاي آن به روي همه كشورها كه مايل به مشاركت هستند با وظايف و حقوق مساوي باز باشد. سيستمهاي اينچ و متريك هميشه در نظر ما بودند. يك بلوك اينچي و يك بلوك متريك بود. ما در اين باره هيچ صحبتي نكرديم و زيرا بايد با اين واقعيت زندگي كنيم. اما اميدوار بوديم ايزو بتواند محلي را براي رسيدن به اجماع در اين حوزه فراهم آورد. چندي بعد اين فضا بسيار خوب، دوستانه و آشتي جويانه شد. از ديدن پشتكار عمل نمايندگان شوروي بسيار شگفت زده شدم. آنها پيشنهادات خوبي ارايه نمودند و آماده پذيرش قوانين دموكراتيك بودند. "با روسها نمي­توانيد درباره هر چيزي صحبت كنيد!" اما آنها منطقي و مهربان بودند هر چند كه عصرها در پايان هر جلسه افرادي از سفارت آنها را با خود مي­بردنند تا هيچ تماسي با ديگران نداشته باشند.در لندن نخستين مسئله­اي كه بايد حل مي­شد تكليف نام اين سازمان جديد بود. پيشنهادات مختلفي ارايه شده بود. آمريكاييها و انگليسي مي­خواستند نام آن "انجمن بين­المللي هماهنگ­كننده استانداردها" باشد، اما ما با واژه "هماهنگ­كننده" مخالف بوديم زيرا بسيار محدود كننده بود و در نهايت ISO انتخاب شد. به نظرم انتخاب خوبي بود و مختصر هم است. اخيراً در جايي خوانده­ام انتخاب نام "ISO" به خاطر آن است كه در زبان يوناني به معناي "برابر" است، موضوعي كه در لندن هيچگاه به آن اشاره­اي هم نشد!.كارها در لندن تقسيم شده بود و يك كميته فرعي جهت رسيدگي به هر پرسش تشكيل گرديد. يك كميته مالي و كميته­اي براي ويرايش نظام­نامه وجود داشت. همه چيز توسط نمايندگان در قالب گروه­هاي كوچك در حال انجام بود. با پايان جلسات عادي رسمي، اعضاي كميته فرعي در بعد از ظهر با تشكيل جلسه اسناد كاري روز بعد را آماده مي­كردند. اين روند به خوبي انجام شد و ماحصل آن عدم وجود موضوعات عمده در جريان جلسات كنفرانس بود. اما موضوعاتي براي گفتگو وجود داشت، كه اولين مورد نظام­نامه بود. زبان اعضاء در سازمان چه خواهد بود؟ آيا فقط ساختاري همچون شورا بايد اعضا را در مسير صحيح قرار دهد و يا مي­توان سازماني داشته باشيم كه هر كسي بتواند در آن آزادانه اظهار نظر نمايد؟ پس از گفتگوهاي طولاني، مقرر گرديد يك مجمع عمومي و يك شورا وجود داشته باشند. بايد يك رييس، يك نايب رييس و يك خزانه دار داشته باشيم (قرار بود در آغاز خزانه­دار عنوان افتخاري داشته باشد اما هيچكس معناي دقيق "افتخاري" را درك نكرد!)مذاكرات زيادي در مورد زبان انجام شد. در وهله اول به طور معمول زبانهاي فرانسوي و انگليسي پيشنهاد شدند كه نمايندگان شوروي خواستار اقدام مشابه براي زبان روسي همانند اين دو زبان شدند. هر چند امروز وضعيت فرق مي­كند اما در آن زمان هيچكس زبان روسي نمي­دانست! هر چند كه نماينده روسها گفت: "افراد زيادي به زبان روسي صحبت مي­كنند كه شامل مردم كشورهاي استوني، لتوني، ليتواني، لهستان و بسيار ديگر مي­شود..." بعد از گفتگوهاي طولاني از يك گروه كوچك خواستيم تا موضوع را بررسي نمايد. پاسخي كه در نهايت اين گروه ابراز داشت اعلام آمادگي شوروي براي ترجمه كليه اسناد و مدارك و ارسال آن به كليه اعضاي اين سازمان جديد بود، با اين حال روسها خواستار آن شدند هيچ تفاوتي ميان زبان روسي و انگليسي و فرانسوي وجود نداشته باشد. ما اين پيشنهاد را پذيرفتيم و موضوع خاتمه يافت. موضوع بعدي بحث جذاب امور مالي بود. كميته­اي با هدف تعيين فرمولي براي محاسبه حق عضويت اعضا تشكيل شد. يكي از نمايندگان اظهار داشت اجازه دهيد هر عضو خودش ميزان مبلغ پرداختي را تعيين كند! سايرين خواستار تركيب كردن حق عضويت با IEC بودند. اما در نهايت فرمول مورد نظر بدست آمد. اين فرمول مبتني بر تعداد جمعيت و رشد اقتصادي و بازرگاني هر كشور تعريف شد. همه آن را پذيرفتند و در آن نقطه دقيقاً مشخص شد كه هر كشور چه مقدار بايد پرداخت نمايد. مسئله پاياني تعيين محل استقرار اين سازمان جديد بود. هيات روسها در ابتدا موافق استقرار آن در پاريس كه در مركز اروپا قرار دارد بودند. سپس شهرهاي ژنو، مونترال در كانادا و چند شهر ديگر پيشنهاد شدند. چندين مرحله راي­گيري مخفي به عمل آمد و در نهايت ژنو تنها با اختلاف يك راي به عنوان محل استقرار دبيرخانه مركزي انتخاب شد. نمي­توانم بگويم كه ساختار امروزي ايزو همانند آنچه در لندن بنا نهاديم است، جهان تغيير كرده، اساسنامه­ها و قوانين مورد تجديد نظر قرار گرفته­اند، كميته­هاي ويژه­اي همچون كميته كشورهاي در حال توسعه ايزو تاسيس شده­اند. اما گمان مي­كنم انديشه، وظايف اصلي و هدف تغيير نكرده است.

مترجم: سعيد حسني

منبع: سايت ايزو


برچسب‌ها: سرگذشت ايزو, ISO, مقاله, استاندارد ایزو
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۱ساعت 20:55  توسط محمد صفدران - Mohammad Safdaran  |